X
تبلیغات
مدیریتی- آمنه مالمیر - شرکت های چند ملیتی

مدیریتی- آمنه مالمیر

شرکت های چند ملیتی

شرکتهای چند ملیتی [1]

شرکتهای چندملیتی دفاتر مرکزی خود را در یک کشور مستقر و در چندین کشور فعالیت می نمایند . مجله معروف فورچون به صورت سالانه 500 شرکت از بزرگترین شرکتهای جهانی را معرفی می نماید . همچنین مجله فورچون موفق ترین شرکتهای فعال در سطح جهان را معرفی میکند . در سال 2002 شرکتهای آمریکایی 23 رتبه نخست را به دست آوردند ؛ که جنرال الکتریک رتبه اول را داشت . از میان شرکتهای رتبه بالا در خارج از ایالات متحده آمریکا ، 4 شرکت ژاپنی ،2 شرکت انگلیسی ، و شرکت هلندی قرار داشتند . (  رابینز ، ترجمه پارساییان / اعرابی ، 1385 ، ص 68 )

 

 

از قوم نگری تا جهان نگری

شرکتهای بین المللی در مراحل نخستین دارای دیدگاه قوم گرایی[2] ،بودند و دیدگاه آنها در مورد فعالیتهای خارجی بر اساس گرایشی قرار داشت که در شرکت مادر (واحد تجاری اصلی ) مشاهده می شد .

 از سوی دیگر ، نوع دیگری از نگرش به نام نگرش چند کانونی [3]وجود دارد و بر پایه این دیدگاه قرار دارد ، که شرکت مادر معتقد است بهترین کار این است که در واحدهای فرعی خارجی از نیروهای محلی استفاده کرد و در زمینه مدیریت به آنان آزادی عمل کافی داد. اساس فرض بر این پایه قرار گرفته است که نیروهای محلی عوامل محیطی را بهتر درک می کنند .

 دیدگاه مبتنی بر نگرش محلی ( ملی گرایی ) [4] بر پایه این فرض قرار دارد که باید در هر منطقه عملیات خارجی را به وسیله نیروهای منطقه ای انجام داد . بدین گونه ، دیدگاه منطقه ای بر این اساس قرار می گیرد که باید از نیروهای بریتانیایی ، فرانسوی ، آلمانی ، ایتالیایی و سایر نیروهای اروپایی استفاده کرد .

 شرکتهای نوین چند ملیتی دارای دیدگاهی شده اند که آن را دیدگاه کل نگر[5] می نامند . این بدان معنی است که کل سازمان از این زاویه مورد توجه قرار می گیرد که آن یک سیستم مستقل است و در چندین کشور فعالیت می کند . رابطه بین دفاتر مرکزی و واحدهای فرعی به صورت همکاری متقابل است و ارتباطات در هردو جهت جریان می یابند . گذشته از این مدیران متعلق به ملت های مختلف پستهای رده بالا ی این شرکتها را احراز می کنند . به صورتی گذرا ، نگرش شرکتهای چندملیتی به گونه ای است که می توان در واقع آن را بین المللی نامید و به ورای دیدگاه محدود ملی گرایی می رسد . (وی ریچ/ کونتز، ترجمه پارسائیان ،  1386، ص83)

 

 

 

 

نقاط قوت شرکتهای چند ملیتی

شرکتهای چند ملییتی نسب به شرکتهایی که فقط در درون کشور فعالیت می کنند ( دارای دیدگاه داخلی هستند ) چندین مزیت دارند . بدیهی است که یک شرکت چند ملیتی می تواند از فرصتهای موجود  در زمینه کسب و کار در کشورهای مختلف استفاده کنند . آن می تواند در سطح جهانی اقدام به تهیه پول ، برای عملیات خود ، بنماید . گذشته از این ، این شرکتها دارای چنین مزیتی هستند که می توانند واحدهای تولیدی خود را در کشورهایی دایر کنند که محصولاتی با هزینه کمتر تولید نمایند ( از نظر هزینه و منفعت و کارایی دارای مزیت عمده می شوند .) شرکتهایی که در سطح جهان فعالیت می کنند به منابع طبیعی و مواد دسترسی بهتری دارند . سرانجام شرکتهای چندملیتی بزرگ می توانند مدیران و سایر نیروهای تخصصی و مورد نیاز را از مخزن نیروی کار متعلق به دنیا استخدام نمایند و نیروها را از سراسر دنیا استخدام کنند . (وی ریچ/ کونتز، ترجمه پارسائیان ،  1386، ص84)

 

 

 

چالشهای پیش روی شرکتهای چند ملیتی

باید مزایای فعالیت در سطح جهان را با چالشها و ریسکهای مربوط به عملیات در محیط خارج با هم مقایسه کرد . یک مسئله این است که در بسیاری از کشورها دولتها اقدام به ملی کردن دارایی آنها می کنند . چندین سال پیش ، کشورهای در حال توسعه دارای مهارتهای مدیریتی ، بازاریابی و فنی نبودند . در نتیجه ، آنها مقدم شرکتهای چند ملیتی را گرامی می داشتند ، ولی این وضع در حال تغییر است و نیروهای موجود درکشورهای در حال توسعه این نوع مهارتها را فرا می گیرند . گذشته از این ، کشورها نه تنها متوجه ارزش منابع طبیعی خود شده اند بلکه در زمینه مذاکرات بین المللی هم مهارتهای بیشتری کسب کرده اند . بالاخره ، شرکتهای چند ملیتی باید با کشور میزبان رابطه خوبی برقرار کنند ، این کار در برخی از کشورها مشکل است ، زیرا دولتها به طور مرتب تغییرمی کنند  و این شرکتها ناگزیرند خود را با این تغییرات سازگار نماید.(همان منبع ، ص85)

 

 

 

از شرکتهای چند ملیتی تا شرکتهای جهانی

  

برای شرکتهای سهامی بزرگ تنها داشتن فعالیت در کشورهای مختلف نمی تواند کافی باشد ، همچنین دایر کردن واحدهای تولیدی در چندین کشور در بازار جهانی نمی تواند کافی باشد . شرکتها به پدیده ای توجه کرده اند که آن را شرکت سهامی جهانی[6] می نامند . از دیدکاه این شرکتها همه دنیا به صورت یک بازار در می آید . از سوی دیگر این بدان معنی است که یک شرکت سهامی بزرگ باید خود را با نیازهای ملی و حتی محلی سازگار نماید .

بازارهای داخلی( بومی)  بیش از اندازه کوچک شده اند . برای تولید یک قلم داروی جدید باید چند صد میلیون دلار هزینه کرد و چه بسا 10 سال طول بکشد . برای بازیافت این هزینه ها باید دارو رادر یک بازار جهانی به فروش رسانید . گذشته از این شرکتهای جهانی باید در سراسر فناوری خود را توسعه و گسترش دهند .

 در حالی که هدف چندین شرکت این است که جهانی شوند ، ولی تنها تعداد اندکی توانسته اند به چنین هدفی دست یابند این شرکتها باید محصولاتی مورد خواست همه دنیا تولید کنند و به ویژه محصولات خود را در بازارهای آمریکای شمالی ، آسیا و اروپای غربی عرضه نمایند . به همین شیوه ، در تصمیمات استراتژیک باید همه دنیا را مورد توجه قرار داد ، ولی تدبیرها باید در سطح ملی و محیط محلی اتخاذ شوند . هنگام تأمین نیروی انسانی باید برای افراد ملی فرصتهایی وجود داشته باشد تا آنها بتوانند به رده های بالای مدیریت دست یابند . در کشورهایی که شرکتهای جهانی نتوانند وارد شوند ، باید ائتلاف های استراتژیک ( با شرکتهای محلی ) تشکیل شوند . . (وی ریچ/ کونتز، ترجمه پارسائیان ،  1386، ص85 و 86)

 

 

 

 

ائتلاف کشورها و اتحادیه های اقتصادی

                                       

زمانی کشورهای یک منطقه رقیب یکدیگر بودند  ( و هنوز هم هستند ) ولی در زمان کنونی، کشورها ائتلافهای منطقه ای تشکیل می دهند که در سطح منطقه با یکدیگر رقابت می کنند . نمونه نای آن عبارتند از اتحادیه اروپا ، قرارداد تجاری آزاد آمریکای شمالی ( نفتاNAFTA) و جامعه کشورهای آسیای جنوب شرقی (ASEAN).

 

 

اتحادیه اروپا

 

درسال 1999 اروپا شاهد کامل شدن پیوند اقتصادی اروپا بود . برنامه 1992 ، جامعه اقتصادی اروپا ، باعث تحول شدید در قدر ت اقتصادی شد . برخی ها این برنامه جدید را به عنوان یک اروپای جدید می دانستند ، در حالی که برخی دیگربه ویژه آنان که در خارج از اروپا قرار داشتند ، آن را به عنوان استحکامات یا قلعه ای می دانستند که موجب چالشهای جدید در برابر سایر کشورها ( از جمله ایالات متحده آمریکا)خواهد شد . آمریکای شمالی و کشورهای آسیایی برای اینکه بتوانند به صورتی اثربخش در برابر اروپای جدید رقابت کنند ، اقدام به تشکیل اتحادیه ای خاص،  NAFTA , ASEAN  نمودند .

کمیسیون اروپا برای حذف موانع تجاری و ایجاد یک بازار داخلی بیش از 300 اقدام قانونی به عمل آورد . هدف از این اقدامات ایجاد فرصتهای بیشتر در بازار ، تقویت رقابت در اتحادیه و در خارج از این اتحادیه بود . حذف موانع بر سر راه تجارت بین کشورها و تخفیف در کنترل هایی که در مرزها اعمال می شد توانست بر شرکتهای آمریکایی فعال در اروپا اثرات شدید بگذارد . گذشته از این به شرکتهای قدرتمند اروپا  اجازه داده نمی شد که در بازارهای ایالات متحده آمریکا به رقابت برخبزند .

هدف اروپای 1999 این بود که با حذف موانع تجاری و آزادسازی نقل و انتقال کالاها ، افراد ،خدمات و سرمایه بتواند یک بازار یگانه به وجود آورد . تغییرات به ورای منافع اقتصادی رسید و شامل تغییراتی شد که در سطح اجتماعی رخ داد . برای مثال : شرایط تحصیلی تغییر کرد . شورای وزیران دستوری صادر کرد تا دیپلم دبیرستانهای سراسر اروپا (بین کشورها ) پذیرفته شود و برای افراد حرفه ای گرفتن کار در کشورهای دیگر آسان گردد . بنابراین بسیار روشن است که اتحادیه اقتصادی از مرزها و هدف های پیشین فراتر رود . اینکه آن نوعی اندیشه است که دارای قدرت سیاسی می باشد .( همان منبع ، ص 87 و 88 )

جامعه اقتصادی 1999 ( که پس از آن به صورت اتحادیه اروپا درآمد ) از 12 کشور تشکیل می شد : بلژیک ،  دانمارک ، فرانسه ، آلمان ، یونان ، ایرلند ، ایتالیا ، لوکزامبورگ ، هلند ، پرتغال ، اسپانیا و متحده پادشاهی در 1995 گسترش یافت و کشورهای زیر را در بر گرفت : اتریش ، فنلاند و سوئد . پس از آن کشورهای زیر پذیرفته شدند : قبرس ، جمهوری چک ،استونی ، مجارستان ، لتونی ، لیتوانی ، مالت ، لهستان ف اسلواکی و اسلوونی.

 

 

قرارداد تجارت آزاد آمریکای شمالی و سایر اتحادیه تجارت آزاد آمریکای لاتین

 

در سال 1994 با قراردادی که بین ایالات متحده آمریکا و کانادا و مکزیک بسته شده بود نفتا به وجود آمد . از آن زمان تا کنون تجارت بین این کشورها افزایش زیادی یافته است . هدف های قرارداد مزبور این است که موانع بر سرتجارت را حذف کند و نقل و انتقال کالاها و خدمات بین کشورها را تسهیل نماید ، موجب افزایش تجارت آزاد شود ، فرصتهای سرمایه گذاری را افزایش دهد ، از دارایی های معنوی حمایت به عمل آورد ، در راه حل مسائل و اختلافات بکوشد  و برای افزایش منافع حاصل از این قرارداد فرصتهای جدیدی به وجود آورد . این قرارداد حوزه های زیادی را در بر می گیرد ، مانند دسترسی به بازار ، قوانین حاکم بر مبدأ کالاها ، مقررات گمرکی ، انر/زی ، کشاورزی و نیز اقداماتی را که باید در موارد اضطراری به عمل آورد .

سایر کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب هم اتحادیه های تجاری متعلق به خود را تشکیل داده اند :آرژانتین ، برزیل ، بولیوی، شیلی ، پاراگوئه و اروگوئه عضو گروه مذکور (Mercosur) هستند . اتحادیه اروپا با اعضای این اتحادیه تجارت های گسترده ای انجام می دهند  و در پنجمین گردهمایی اعضاء در ژوئیه 2001 گستره فعالیتها افزایش یافت . گذشته از این ، کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی و کارائیب در صدد از میان برداشتن موانع تجاری بر سر راه تجارت خود هستند که از طریق قرارداد حوزه تجارت آزاد آمریکا (FTAA) به وجود آمد و برخی آن را ادامه قرارداد (NAFTA) می دانند .

به هر حال ین قراردادهای تجاری بدون چالش نمی باشند و میتوان نمونه آنها را در تظاهراتی مشاهده کرد که در گردهمایی های سازمان تجارت جهانی انجام می دیدکاه به قضیه نگاه می کنند که این قراردادها تنها به نفع کشورهای توسعه شود. منتقدان از این یافته است . (وی ریچ/ کونتز، ترجمه پارسائیان ،  1386، ص88)

 

 

 جامعه کشورهای آسیای جنوب شرقی (ASEAN)

ده کشور زیر یک اتحادیه اقتصادی تشکیل دادند : برونئی ، کامبوج ، اندونزی ، لائوس ، مالزی ، میان نار ، فیلیپین ، سنگاپور ، تایلند ، ویتنام . این اتحادیه تجاری به صورت چشم گیری در برابر نفتا و اتحادیه اروپا قرار دارد ؛ نه تنها از دیدگاه اقتصادی ، بلکه از دیدگاه سیاسی .

در همایش سران کشورهای آسیای جنوب شرقی در اکتبر 2003 در بالی ، رهبران این کشورها درباره امنیت اقتصادی ، همکاریهای اجتماعی – فرهنگی و مسائل اقتصادی بحث کردند  . این بحث ها با رهبران چین ، ژاپن و هند و کره جنوبی انجام گرفت . همچنین وزیران اقتصاد کشورهای آسیای جنوب شرقی به صورت مرتب نشست هایی دارند و درباره استراتژیها و مسائل اقتصادی بحث می کنند. سی و پنجمین نشست آنان در پنوم پن در سپتامبر 2003تشکیل شد . در ماه بعد ، وزیران این کشورها در کوالالامپورِ مالزی ، نخستین جلسه درباره فرهنگ و هنر تشکیل دادند . هدف این نشست افزایش همکاری بین کشورهای مذبور بود ، سعی شد بین افراد تفاهم بیشتری برقرار شود و هویت منطقه ای تقویت گردد . چندی پیش این کشورها در صدد برآمدنددر مبارزه با تروریسم همکاری کنند .بالاخره ، ائتلاف کشورهای آسیای جنوب شرقی می تواند رقیب نفتا و اتحادیه اروپا باشد . (وی ریچ/ کونتز، ترجمه پارسائیان ،  1386، ص89)

 

 

مدیریت بین المللی : تفاوت فرهنگی

نکته قابل توجه آگاهی از این موضوع است که شیوه های مدیریت ( در کشورهای مختلف ) بسیار متفاوتند . تحقیق جامعی را که گرت هاف استد انجام داد می تواند برای مطالعه تفاوتهای فرهنگی بین کشورها چارچوب خوبی ارائه نماید . بحث ما بر چند کشور خاص ( منتخب )متمرکز خواهد بود . آنچه ارائه می شود به عنوان نمونه است و مدعی نیستیم  که می توان این دستاوردها را تعمیم داد . برای مثال ما نباید فرموش کنیم  که در کشورهای مختلف شیوه مدیریت در عمل متفاوت است . گذشته از این ، یک جامعه ایستا نیست و تغییرات به صورت دائم رخ می دهند . برای مثال ، شیوه خودکامه سنتی مدیران آلمانی با آهنگی کند به روش مشارکتی تبدیل می شود .( همان منبع ، ص 89)

 

 

رفتار در فرهنگهای مختلف

تحقیقی را که یک پژوهشگر هلندی ، گرت هاف استد انجام داد ، به ان نتیجه رسید که فرهنگ یک کشور بر رفتار کارکنان اثر می گذارد . او در نخستین تحقیقی را ک بر روی 110هزار نظر انجام داد توانست چهار بعد رفتاری را شناسایی کند و پس از آن بعد پنجم را هم به آن افزود . آنها عبارتند از :

 

 

1-    فرد گرایی در مقایسه با جمع گرایی

2-    فاصله بسیار زیاد بین قدرتها در مقایسه با فاصله اندک

3-    ریسک گریزی در مقابل ریسک پذیری

4-    مرد سالاری در مقایسه با زن سالاری یا داشتن رفتار تحاجمی در مقایسه با رفتار غیرفعال برای دستیابی به هدف

5-    داشتن دیدگاههای بلند مدت در مقایسه با دیدگاههای کوتاه مدت

 

برای مثال ، نتیجه تحقیقات هاف استد نشان داد که در ایالات متحده آمریکا ، استرالیا ، بریتانیا  و کانادا افراد بیشتر فردگرا هستند . برعکس ، در کشورهای گواتمالا ، اکوادور و پاناما افراد جمع گرا می باشند . در میان 50 کشور مورد تحقیق ، هند رتبه 21 پیدا کرد و بسیار نزدیک ژاپن قرار گرفت . از سوی دیگر هنگ کنگ ، سنگاپور ، تایلند و تایوان دارای رتبه های بین 37 و 44 شدند و این موید آن است که مردم  این کشورها دارای نگرش جمع گرایی می باشند .  

از دیدگاه شاخص مردسالاری یا زن سالاری :ژاپن ، استرالیا ، ایتالیا و سوییس رتبه بسیار بالایی داشتند در حالی که سوئد ، نروژ ، هلند و دانمارک رتبه بسیار پایینی داشتند و این بدین معنی است که منحنی نشان دهنده رفتار افراد این کشورها در جهت زن سالاری دارای چولگی  می باشد .

نتیجه های بدست آمده موید این است که مدیران باید محیط های فرهنگی کشورهای مختلف را درک کنند و برای اینکه بتوانند در کشوری که فعالیتی را انجام می دهند ، موفق گردند باید آنها را رعایت نمایند .( همان منبع ص 90)

 

 

 

 

 

 

جدول 2-1  پنج بعد رفتاری(وی ریچ/ کونتز، ترجمه پارسائیان ،  1386، ص91)

 

 

 

 

فرد گرایی

 

بیشتر به منافع خود و نزدیکان توجه می نمایند ، انجام دادن کارهای تخصصی نسبت به ایجاد رابطه اهمیت بیشتری دارد .

 

 

. جمع گرایی

 

گروه مورد توجه و تأکید است و همواره انتظار بر این است که از گروه حمایت شود ، روابط در مقایسه با توجه به کار اهمیت بیشتری دارد

 

فاصله قدرت

 

جامعه توضیع نابرابر قدرت را می پذیرد . برای قدرت احترام قائل می شوند . همواره عنوان و رتبه مورد تأکید است . زیردستان انتظار دارند که به آنان دستور داده شود . بیشتر بر تمرکز کارها تأکید می شود .

 

 

 

فاصله قدرت اندک است

 

جامعه قدرت را نمی پذیرد .کارکنان با آزادی زیادی اظهار نظر می نمایند و با مقامات بالاتر به بحث و گفتگو می پردازند . بر قدرت و اختیارات سازمانی عنوان و رتبه و مقام تأکید کمتری می شود . نابرابری ها به کمترین مقدار ممکن می رسد . بیشتر بر تمرکز زدایی تأکید می شود .

 

ریسک پذیری

 

افراد آینده نامطمئن را می پذیرند و ریسک پذیر می باشند .

 

 

 

ریسک گریزی

 

افراد از ابهام و عدم اطمینان وحشت دارند ، ساختارها و قوانین رسمی ارجحیت دارند .

مرد سالاری (  توجه به کمیت )

 

افراد دارای رفتار تحاجمی هستند و می کوشند خود را ابراز نمایند . پول ، موفقیت و امور مادی مورد توجه قرار می گیرند .

 

 

 

 

زن سالاری ( توجه به کیفیت )

 

به روابط توجه می شود . مردم طرفدار کیفیت هستند . افراد خواهان رفاه افراد دیگر می باشند . آرامش و خونسردی مورد تأکید قرار می گیرد .

 

دیدگاه بلند مدت

ویژگی این فرهنگها سخت کوشی است و افراد ،خود دار و طرفدار پس انداز هستند .

 

دیدگاه کوتاه مدت

بر سخت کوشی تأکید کمتری می شود و افراد طرفدار مصرف هستند .

 

جمع گرایی

کشورهای ایالات متحده آمریکا ، استرالیا ، بریتانیای کبیر ، هلند ، کانادا  و زلاند نو دارای فرهنگ فردگرایی هستند  و کشورهای کلمبیا ، پاکستان ، تایوان ، پرو ، سنگاپور ، ژاپن ، مکزیک ، یونان و هنگ کنگ  جزو کشورهایی هستند که در آنها جمع گرایی وجود دارد .

 

 

فاصله قدرت

فاصله قدرت در ایالات متحده آمریکا ، اطریش ، دانمارک ، ایرلند ، نروژ ، آلمان و زلاند نو پایین است . کشورهای اسپانیا  ، فرانسه ، ژاپن ، سنگاپور ، مکزیک ، برزیل  و اندونزی از جمله کشورهایی هستند که در آنها فاصله قدرت بالاست .

 

 

پرهیز از عدم اطمینان

کارکنان کشورهای دانمارک ، ایالات متحده آمریکا ، کانادا ، نروژ ، سنگاپور ، هنگ کنگ و استرالیا جزء آن گروه از اشخاصی هستند که سطح بالایی از عدم اطمینان را تحمل می کنند  و کارکنان کشورهای اطریش ، ژاپن ، ایتالیا ، آرژانتین ، پرو ، فرانسه ، و بلژیک بیشتر خواهان پرهیز از عدم اطمینان در زندگی  کاری خود هستند.

 

 

مرد گرایی / زن گرایی

در ژاپن و اطریش شدیداً مرد گرایی حاکم است ؛ در ایالات متحده آمریکا نسبتا ً مرد گرایی دیده می شود ؛ در نروژ ، سوئد ، دانمارک ، و فنلاند زن گرایی در اولویت است .

 

 

 

 

علاوه بر موارد بالا رونن با استفاده از اطلاعات هاف استد موارد دیگری در رابطه با فرهنگ کشورهای آمریکایی ذکر می کند که از این قرارند : ایالات متحده بسیار فردگرا  و نیز عملگراست  و بر حداکثر کردن سود ، کارایی سازمانی و بهره وری تأکید دارد . در این کشور گرایش به تحمل و پذیرش ریسک بسیار بالا ، پرهیز از عدم اطمینان در سطح پایین ، و نیاز به کامیابی بالاست .

در آمریکا برای خودیابی و تحقق استعدادهای فردی ، رهبری و ثروت به عنوان اهداف اصلی زندگی تأکید می شود .

رهبری دموکراتیک ، تصمیم گیری گروهی و مشارکت و نیز اعتقاد به فاصله قدرت کم در این کشور مورد تأکید است و از ارتباطات یک سویه استقبال نمی شود .

پاداشهای مبتنی بر شایستگی مناسبند ،  زیرا هر فرد مسئول نتایج کارهای خویش به شمار می آید. 

 (   مورهد / گریفین – ترجمه  الوانی / معمار زاده ، 1385 ،  ص58 تا 60)

 

 

 

 

 

مدیریت سازمان چند فرهنگی

با پیچیده شدن جوامع ، حضور سازمانها برای پاسخگویی به نیازهای مرده بسیار پررنگ شده است ، به طوری که نمی توان برای سازمانها دست به اقدام معناداری زد .

هر سازمان هویت و ویژگی های منحصر به فرد خود را دارد که عمده آن را از جامعه خود اقتباس می نماید . در واقع فرهنگ هر سازمان مینیاتوری از فرهنگ حاکم بر آن جامعه است .

روند جهانی شدن از یک طرف  و گسترش ارتباطات از طرف دیگر جوامع را به شدت به یکدیگر نزدیک نموده است . در واقع امروز ، جهان ما از یک سو بسیار کوچک و یکپارچه شده و از سوی دیگر بسیار بزرگ و متنوع باقی مانده است . ( شمس السادات زاهدی  ، 1379، ص1)

در چنین فضایی مهمترین متغیر برای اعمال مدیریت شناخت فرهنگها می باشد . درک شباهتها و تفاوتهای فرهنگی به مدیران می آموزد که چه اقدامی را در چه جایی و چگونه انجام دهند .

امروزه مدیریت به سوی چند فرهنگی شدن پیش می رود . این پدیده در آخرین  ربع قرن بیستم ، همچنانکه جمعیت کشورها آگاه تر – متجانس تر – متحد تر و به هم نزدیکتر می شوند به وقوع پیوسته است . با حرکت مستمر به سوی بازار جهانی ،  رشد مبادلات فرامرزی منجر به عقد موافقت نامه های تجاری و تشکیل اتحادیه های اقتصادی گردیده است . با توجه به پیشرفتهای حیرت آور تکنولوژی در امر ارتباطات و حمل و نقل کالا ، فرهنگ های جهانی به شکل روز افزونی شروع به اثر گذاری متقابل بریکدیگر نموده اند .

 

 

ترکیب فرهنگ های سازمانی

همچنانکه مک مانوس و  هرگرت[7] در کتابشان تحت عنوان « تنازع ادغام و اکتساب »اشاره می کنند ، هر گاه یک ادغام ، اکتساب یا سرمایه گذاری مشترک  توسط دو شرکت موجود شکل می گیرد ، دو یا چند فرهنگ سازمانی مشخص باید با یکدیگر ترکیب شوند . وقتی یک واحد به سادگی تلاش می کند تا فرهنگش را بر واحد دیگر تحمیل کند ، اثر بخشی از بین خواهد رفت بسیار مؤثرتر خواهد بود که در جستجوی یک هم افزایی فرهنگی بین سیستمهایی که در ارتباط با یکدیگر هستند باشیم . در هیچ کجا مدیریت چند فرهنگی را مطلوبتر نمی یابیم مگر در شکل گیری یک کنسرسیوم  که از چند مؤسسه یا نمایندگان صنایع ، دولت و دانشگاهها تشکیل شده باشد . مدیران در اینچنین موقعیتهایی  مجبورند از مهارتهای چند فرهنگی برای خلق بهترین فرهنگهای متنوع سازمانی و سیستمهای مدیریتی استفاده کنند . ( عشماوی / هریس ، ترجمه ذبیحی / کتابی ، 1384، ص 18)

 

 

کسب و کار در مرزهای جدید :

نسل آینده به طور فزاینده ای درگیر اکتشاف فضا و پیشرفت خواهد بود . برخی از فرصتهای تجاری قرن بیست و یکم بدون شک در تجارت فضایی ، صنعتی شدن و اسکان می باشد . تجارت فضایی خواه در زمین یا بالاتر عرصه ای برای اجرای مدیریت فرهنگ های گوناگون ایجاد می نماید .

این مطلب قبلاً در صنعت هوایی آشکار شده است اما خصوصاً در مرحله ارتباطات ماهواره ای  که به پیش بینی و کنترل هوا ، اطلاعات ، سرگرمی ، بانکداری  و خدمات پستی  وابسته هستیم بیشتر آشکار است . یک مثال خوب در موردتجارت در مرزهای جدید ایستگاه فضایی « کپ یورک استرالیا » که شامل الحاق کارگران استرالیایی   و کارگران کارآمد خارجی،  مخترعان  بین المللی ، تکنولوژی فضایی روسیه  و مدیران اجرایی آمریکا می باشد .

در ایستگاه فضایی میر و ناسا ، افراد فرهنگ های متفاوتی دارند  ؛ از روسیه و آمریکا گرفته تا امیر سعودی ، دانشمند آلمانی ، شیمی دان انگلیسی و روزنامه نگار ژاپنی ، در ضمن پرواز فضایی هم فرمانده  و هم خدمه  باید از تعالیم فرهنگهای گوناگون بهره مند شوند . ( عشماوی / هریس ، ترجمه ذبیحی / کتابی ، 1384، ص 19)



[1] Multinational corporations(MNCs)

[2] ethnocentric

[3] Polycentric

[4] Regiocentric

[5] Geocentric

[6] Global, or  transnational corporation

[7] Mc Manus and Hergert

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 22:1  توسط آمنه مالمير -دانشجوی دکتری مديريت دولتي  |